أبو علي سينا
پيشگفتار 12
رگشناسى يا رساله در نبض ( فارسى )
و رئيس المشّائيّة من فلاسفة الاسلام « 1 » مىخواند و به شريك بودن با او در رياست افتخار مىكند « 2 » و صدر الدّين شيرازى او را شيخ الفلاسفة مىخواند « 3 » و از شفاى او و تحصيل شاگرد او ، بهمنيار بن مرزبان ، به عنوان كتب اهل فن استناد مىجويد . « 4 » مهمترين بخش كتاب الشّفاء بخش الهيّات است . در كتب فلسفهء اسلامى از الهيّات تعبير به علم ما بعد الطبيعة و فلسفهء اولى و علم الهى شده است . وجه تسميه به الهيّات آن است كه ثمره و نتيجهء اين علم شناخت خداوند و فرشتگان اوست و ما بعد الطّبيعه از آن جهت است كه در معرفت ، پس از شناخت طبيعيّات محسوسه قرار مىگيرد و هر چند كه در وجود قبل از طبيعت است و اين علم فلسفهء اولى است براى آنكه معرفت مبادى اوليّه و صفات عامّه و كليّهاى كه وسايل شناخت آن مبادى هستند از اين علم به دست مىآيد . « 5 » علم الهى نيز تعبير ديگرى از الهيّات است . در هر حال به هر اسمى كه خوانده شود اين قسم از شريفترين اجزاء فلسفه به شمار مىآيد و فيلسوفان اسلامى از يعقوب بن اسحاق كندى گرفته تا صدر الدين شيرازى و بالاخره حاج ملا هادى سبزوارى دربارهء فضيلت و شرافت اين علم سخن گفتهاند . كندى مىگويد كه شريفترين و عالىترين قسم فلسفه همان فلسفهء اولى است كه به وسيلهء آن شناخت خدا كه علّت هر حقّى است حاصل مىشود ؛ از همين جهت فيلسوف اتمّ و اشرف آن كسى است كه احاطه به اين علم اشرف داشته باشد ، زيرا علم به علّت اشرف از علم به معلول است . « 6 » صدر الدين شيرازى دربارهء الهيّات گويد كه آن برترين علم به برترين معلوم
--> ( 1 ) السبع الشداد ، ص 8 . ( 2 ) مير داماد با تعبيرات : الشريك الرياسى ، الشريك الرئيس و الشريك فى الرئاسة از او ياد كرده است . قبسات ، ص 487 . ( 3 ) مفاتيح الغيب ، ص 507 . ( 4 ) الاسفار العقليّة ، ج 2 ، ص 337 . ( 5 ) المعتبر ، ج 3 ، ص 3 . ( 6 ) كتاب الكندى فى الفلسفة الاولى ، ص 98 .